الشيخ المنتظري

232

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

تشريح مى كنند ، و رهبران فكرى جامعه هستند ، اينها اگر آدمهاى كجى باشند ، به جاى مطالب حق مطالب انحرافى و مسائلى را كه ساخته ذهن خودشان مى باشد و بدعت و گمراهى را به مردم القاء مى كنند ، فرهنگ اعتقادى و عملى جامعه را منحرف مى كنند . دسته دوّم هم قضات هستند كه مردم در مشكلات به آنها مراجعه مى كنند . مال مردم ، ناموس مردم و جان مردم به دست قضات است ، اگر قضات بر خلاف حكم خدا حكم كنند خونهايى به ناحق ريخته مىشود ، ناموسها بر باد مى رود ، اموال مردم بى جهت مصادره مىشود . برخى از شارحان نهج البلاغه منظور از دسته اوّل را افراد گمراه در اصول و مسائل اعتقادى مى دانند ، و منظور از دسته دوّم را اهل فتوى و قضاوت . ( 1 ) حضرت على ( عليه السلام ) مى فرمايد : « انّ أبغض الخلائق الى اللّه رجلان » به درستى كه مبغوضترين مردم پيش خدا دو دسته هستند . مراد از مبغوض بودن پيش خدا اين است كه اين اشخاص مورد عذاب و عقاب خدا واقع مى شوند ; زيرا آن گونه بغض و غضبى كه در دل ما هست و از حالات انفعالى بشرى است در خدا نيست . ويژگى هاى اوّلين گروه از مبغوضترين مردم « رَجُلٌ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ » ( مردى كه خدا او را به خودش واگذار كرده است . ) كسى كه در مقام معارف و عقايد ، عصبيت را كنار گذارد و از خدا كمك بخواهد ، خدا راهنماى او مىشود . در قرآن مى فرمايد : ( و الّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا ) ( 2 ) كسانى كه در راه ما كوشش كنند راههايمان را به آنها نشان مى دهيم ; در جاى ديگر فرموده است : ( يا أيّها الّذين آمنوا ان تتّقوا اللّه يجعل لكم فرقاناً ) ( 3 )

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 286 2 - سوره عنكبوت ، آيه 69 3 - سوره انفال ، آيه 29